header image
صفحه اصلی arrow خبرنامه گروه arrow خبرنامه اردیبهشت ماه 1387 arrow وکیل خوب،وکیل مجانی نیست!-پریا ملک نیا
وکیل خوب،وکیل مجانی نیست!-پریا ملک نیا ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
۰۵ خرداد ۱۳۸۷

همکاران محترم ، سلام:

طبق ماده 23 قانون وکالت ،وکلای عدلیه مکلفند همه ساله در سه دعوای حقوقی به عنوان معاضدت قبول وکالت نمایند ... ، طبق اصل 35 قانون اساسی در همه دادگاهها طرفین حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند ... ، طبق آیین نامه و بخشنامه مربوط به اجباری شدن وکالت ...

خواستم مطلبم را خیلی خشک و رسمی بنویسم ، دیدم همه سرورانی که بر من منت گذاشته و مطلب کارآموز گمنامی چون مرا می خوانند؛ خیلی بهتر از من ،به مواد و اصول قانونی آشنا هستند ، تصمیم گرفتم بیآیم و خیلی راحت حرفم را بزنم و دردم را بگویم ، چرا که: "حرف را باید زد!  درد را باید گفت! سخن از مهر من و جور تو نیست، سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پندار سرورآور مهر".

در اوایل دوره کارآموزی ام ،یکی از روزهایی که برای تهیه گزارش به دادگاه حقوقی رفته بودم، با دادخواستی به شرح ذیل رو به رو شدم:
ضمن عرض سلام و خسته نباشی ، حضور رئیس محترم کل شهریار؛ بنده تقی الف، سال 75 سیصد هزار تومان پول به سیف اله ش قرض دادم ولی او پولم را خورد و سرم را کلاه گذاشت.من فقط پولم را می خواهم و نمی خواهم به خاطر جرمش زندان بیفتد،چون زن وبچه دار است و برای اینکه برایش درس عبرت شود، ازش شکایت کردم که پولم را بگیرم. دست شما را می بوسم. والسلام. تقی الف.
با خودم گفتم: خب مخاطب این دادخواست که رئیس کل شهریار است،خواهان هم ،خودش خوانده را مجرم و جرمش را کلاهبرداری تشخیص داده و لطف بزرگی در حقش نموده و از زندان مبرایش می کند
ولی همچنان از او شکایت دارد!
کنجکاو شدم که چرا مردم برای اقامه دعاوی خود در دادگاهها به وکیل مراجعه نمی کنند وتمایل دارند از اول تا آخر، راه را به تنهایی بپیمایند؟مگر شغل ما دفاع از حقوق آنان نیست؟چرا وکالت در همه دعاوی با هر خواسته و هر میزان خواسته ای اجباری نمی شود؟
پاسخ این بود:" برخی از مردم توانایی مالی لازم جهت پرداخت حق الوکاله را ندارند و یا اینکه حتی کسانی که در رفاه مالی هستند، تمایلی ندارند برای مبالغی ناچیز و یا مواردی مانند طلاق توافقی ،گواهی حصر وراثت و ....حق الوکاله بپردازند."
افسوس خوردم که چرا عده ای فرهنگ استفاده از وکیل را ندارند و عده ای توانایی پرداخت حق الوکاله را !  چرا که مثلا در مورد فوق الذکر،خوشبختانه خواهان دست کم توانسته بود بگوید که  چه می خواهد!
ولی در خیلی از موارد، این امر میسر نبوده و صرفه جویی های قشر مرفه و یا عدم بضاعت قشر کم درآمد از موجبات اطاله دادرسی، ضایع شدن حقوق آنان و... است.
در همین افکار بودم که چند پرونده معاضدتی به من ارجاع شد، اگر می گویم "چند" تعجب نکنید،شهریار شهرستانی است سرشار از پرونده معاضدتی و من هم خودم علاقه داشته و دارم که با اداره معاضدت قضایی کانون وکلا همکاری کنم؛ در آغاز قبولی این پرونده ها احساس خوبی داشته و خوشحال بودم که می توانم باکمک به دیگران باری از دوششان بر دارم! هرچند که بعدها متوجه شدم غیر از یک تن از آنان هیچ یک معسر نبودند و او هم خانم جوان 19 ساله  خواهان طلاقی بود که شوهرش بدنش را با آب جوش سوزانده بود و وقتی پرونده اش به مرحله داوری رسید،دعوای خود را مسترد نمود و مادرش اظهار داشت که:"ما اصلا طلاق نمی خواستیم، فقط می خواستیم شوهرش را بترسانیم که ما حتی طلاق هم می گیریم! " ضمنا اضافه کردند  یادته بهت گفته بودم پسرم را کشتند ،برای گرفتن دیه اش دنبال وکیل خوب می گردم،وکیل خوب سراغ نداری به ما معرفی کنی؟

واقعا چه عالی! از من به عنوان ابزاری مجانی برای ترساندن شوهر استفاده کردند اما  به عنوان وکیل خوب هم قبولم ندارند؟

    دل آزرده شدم ، نه مأیوس!

البته  هستند همکارانی که از صمیم قلب و با تمام وجود و بدون هیچ چشم داشتی به هم نوعان خود کمک کرده و منتظر ارجاع پرونده نمی مانند بلکه خود ،این افراد ستمدیده را پیدا می کنند!

و اما بعد :

دو خاطره تلخ من، تهیه گزارش از پرونده دو معسر واقعی است که به دلیل نا آگاهی و عدم آشنایی به قوانین و مقررات، آن قدر دیر به وکیل و اداره معاضدت مراجعه کرده بودند که دیگر کاسه شکسته و آب رفته ز جوی بودند!
وقتی که پرونده یکی از آنان را مطالعه می کردم ، دیدم در جلسه دادرسی حاضر نشده و وقتی محکوم علیه واقع شده، خارج از مهلت قانونی تقاضای تجدید نظر خواهی نموده و به عنوان عذر موجه اینگونه نوشته:

من نیآمدم ،چون می دانستم  حق با من است و خواستم لجش را در آورم ،ولی نمی دانم به شما چه گفته که حق را به او دادید؟

با خود اندیشیدم ، ریشه تمام اینها  این است که فرهنگ استفاده از وکیل در جامعه ما جا وجو ندارد!آن کسی که معسر نیست و خود را معسر جا می زند ، در پس ذهن خود خوشحال است که آنقدر زرنگ است که می تواند بدون پرداخت حق الوکاله از وکیل استفاده کند ، اگر دعوا را باخت چیزی از دست نداده و اگر هم برد، با هزار دوز و کلک از پرداخت حق الوکاله امتناع خواهد کرد!دیگری که واقعا معسر است، وقتی به راحتی وکیل در اختیارش قرار می دهند، از او استفاده ابزاری می کند!و در آخر آنکه معسر واقعی است ،نه زرنگ است ، نه قصد سو استفاده دارد؛ نمی داند کی و کجا باید به وکیل مراجعه کند!
البته جای تعجب نیست ، وقتی که در بعضی برنامه های تلویزیونی به عنوان یک رسانه ارتباط جمعی که میلیون ها بیننده دارد از وکیل یک هیولای خون آشام می سازد، آیا دیگر کسی جرأت میکند به وکیل مراجعه کند؟
باید خودمان دست به کار شویم اگر رسانه ای به شغلمان اهانت می کند، خیلی شدید با آنها برخورد کنیم و نگذاریم با حیثیت و اعتبارمان بازی کنند؛ پیشنهاد کنیم دروسی را در کتب آموزشی تحت عنوان حقوق شهروندی گنجانده و کودکان را از همان ابتدا با حق و حقوق خود آشنا سازیم؛ می توانیم به مناسبت 7 اسفند بیلبوردهایی را در سطح شهر چند روزی اجاره کرده، با تبریک روز وکیل مدافع،مردم را تشویق کنیم که با حق و حقوق خود آشنا شده وبا نوشتن مقالات در روزنامه های کثیرالانتشار  شغل وکالت را آن طور که هست به مردم بشناسانیم!